تبليغاتX
the best
زندگی رسم خوشاينديست. 

    زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ، پرشی اندازه ی عشق  .زندگی چيزی نيست كه لب طاقچه ی عادت از ياد من و تو برود.زندگی نوبر انجير سياه در دهان گس تابستان است. زندگی حس غريبيست كه يك مرغ مهاجر دارد.زندگی سوت قطاريست كه در خواب پلی ميپيچد. زندگی ديدن يك باغچه از شيشه ي مسدود هواپيماست. زندگی يافتن يك سكه دهشاهی در جوی خيابان است. زندگی ضرب زمين در ضربان دل ماست.زندگی هندسهی ساده و يكسان نفسهاست.     

  هركجا هستم باشم، آسمان مال من است.

پنجره،فكر،هوا،عشق،زمين،مال من است...

                                                                                                                                                      سهرا  ب سپهری

نوشته شده در شنبه 21 شهريور 1388ساعت 04:27 توسط sara joon | - نظر(9) - دنبالک ها(0)


استاد شجریان - استاد درخشانی استاد شجریان - استاد درخشانی اعضای گروه 4
استاد شجریان استاد شجریان - مژگان شجریان - شاهو عندلیبی اعضای گروه 7
اعضای گروه 3 اعضای گروه 2 اعضای گروه
استاد درخشانی - رادمان توکلی  گزارش تصویری تمرین 

گروه شهناز.

نوشته شده در دوشنبه 16 شهريور 1388ساعت 02:31 توسط sara joon | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


زندگینامه استاد محمدرضا شجریان

 
 
1319
تولد اول مهر ماه در مشهد
1324
اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت
1326
ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد.
1327
اموختن تلاوت قران در نزد پدر
1328
شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی.
1329
اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی.
1331
تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو.
1332
قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا.
1334
شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد.
1336
ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد).
1338
اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری.
1339
دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور.
1340
اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان.
1341
جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است.
1342
انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت.
1344
تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد.
1345
انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور.
1346
تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان.
1347
انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی.
1348
تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی.
1349
اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان).
1350
اشنای با استاد فرامرز پایور و مشق سنتور نزد ایشان و اموزش ردیف اوازی صبا نزد فرامرز پایور . اشنایی ئ همکاری با هوشنگ ابتهاج((ه . الف . سایه)در برنامه های (گل های تازه))رادیو.
1351
شروع تهیه ی برنامه های گلهای تازه توسط هوشنگ ابتهاج در رادیو و همکاری با او. اغاز فراگیری ردیف های اوازی و تصانیف قدیمی نزد استاد عبدالله دوامی.برگذاری کنسرتی در شمال ایران با منصور صهرمی و هنرمندان دیگر.دیدار و اشنایی با اقای دوامی به وسیله ی فرامرز پایور.
1352
اشنایی با استاد نور علی برومند و فراگیری شیوه ی اوازی سید حسن طاهر زاده نزد ایشان در مرکز خط ئ اشاعه ی موسیقی و اشنایی با هنر جویان مرکز: محمد رضا لطفیو ناصر فرهنگفرو حسین علیزاده و جلال ذوالفنون و گنجه ای و مقدسی و حدادی و دیگران.
1353
سفر برای کنسرت های هندو پاکستان و افغانستان با استاد احمد عبادی . سفر به چین و ژاپنن با احمد احرار و کریم فکور و حسین ملکو پرویز قاضی سعید به عنوان میهمانان ویژه برای گشایش پروازهایی به این دو کشور.
1354
تولد همایون در 30 اردیبهشت ماه در تهران . ماموریت رادیو و تلویزیون برای کنسرتهای فروردین در ایالات مختلف امریکا.انتقال از وزارت منابع طبیعی (به عنوان مهمور خدمت)به رادیو.قطع رابطه با مرکز اشاعه ی موسیقی و ادامه ی درس اواز در منزل استاد نورعلی برومند.
1355
شرکت در جشنواره ی توس (نیشابور)با فرامرز پایور , سایه, حسن ناهید, رحمت الله بدیعی, محمد اسماعیلی, عبدالوهاب شهیدی و هوشنگ ظریف.حضور در برنامه ی جشن هنر شیراز ( در حافظیه) با محمد رضا لطفی و فرهنگفر و اجرای برنامه ی ((راست پنجگاه)).کناره گیری رسمی و قطع رابطه ی کامل از رادیو در اسفند ماه.اجرای اواز در صفحات ردیف نوازی کانون پرورس فکری کودکان و نوجوانان . بهره گیری از محضر اقای برومند (در منزل خود استاد) شیوه ی اواز مرحوم طاهر زاده (اخرین جلسه روز چهار شنبه 29 دی ماه).فوت رضا ورزنده(29 دی ماه) و نور علی برومند (30 دی ماه) . اغاز ضبط تصانیف قدیمی با صدای عبدالله دوامی.
1356
اجرای برنامه ی ((نوا)) به همراهی محمد رضا لطفی و گروه شیدا در جشن هنر شیراز.اجرای موسیقی ((چهره به چهره)) و ((گلبانگ)) . کناره گیری از رایو به خاطر جو نامساعد. تاسیس شرکت دل اواز برای انتشار برنامه های خود.
1357
احراز مقام اول تلاوت قران سراسر کشور در مرداد ماه. اجرای بخشی از ((تلاوت قران)) .انتشار البوم ((گلبانگ))( دو نوار). همکاری در تاسیس کانون ((چاوش)) با هوشنگ ابتهاج و محمد رضا لطفیبرای ادامه ی فعالیت های موسیقی در خارج از رادیو تلویزیون(شجریان در انجا تدریس میکرد).
1358
اشنایی با فیلسوف یگانه استاد غلامرضا دادبه( جانسوز) در منزل استاد خط مرتضی عبدالرسولی ئ اغاز فراگیریی و شناخت بایگانی های فرهنگ و نوا ,... فرهنگ پهلوانی و جوانمردان , فرهنگ مادرنوایی .اجرای موسیقی ((خلوت گزیده)) .(( پیغام اهل راز)) ( شامل دو نوار : راز دل و انتظار دل).اخرین کنسرت ها با گروه پایوردر مهر ماه در تالار رودکی . کنسرت ماهور با محمد رضا لطفی و گروه شیدا در تالار رودکی و دانشکاه ملی در ابان ماه.
1359
فوت استاد دوامی . اجرای موسیقی ((عشق داند)) ( در ابو عطا) اجرای موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز). انتشار نوار موسیقی ((پیغام اهل راز )) (شامل دو نوار : راز دل انتظار دل).
1361
اولین کنسرت در سفارت ایتالیا به همراهی پرویز مشکاتیان و ناصر فرهنگفر (آستان جانان) پس از سه سال کناره گیری از فعالیت های کنسرتی - اجرای موسیقی نوا (مرکب خوانی) و سر عشق ( ماهور) و بیداد
1362
اجرای موسیقی ((همایون مثنوی)) با منصور صارمی. اجرای موسیقی ((چهار گاه)) (با فرهنگ شریف) و دیگر اواز ها در برنامه های خصوصی.
1364
اجرای موسیقی ((گنبد مینا ))و ((جان عشاق)). انتشار نوار موسیقی ((بیداد)).
1365
انتشار نوارهای موسیقی (نوا)) ( مرکب خوانی ),((سر عشق)) (ماهور) و ((استان جانان)). ضبط ده اواز به همراهی ویولن حبیب الله بدیعی در مونیخ در منزل دکتر علی خادمی.
1366
اغاز کنسرت ها در اروپا پس از انقلاب و شروع همکاری با گروه عارف . اجرای موسیقی ((دود عود)) ,((دستان))و...
1367
برگذازی سه شب کنسرت برای بزرگداشت حافظ در تالار رودکی( وحدت).انتشار نوار ((دستان)).
1368
اجرای ((ماهور)) و ((ابو عطا)) در کنسرت های بهاره در اروپا با پیرنیاکان, جمشید عندلیبی, و اعیان. اجرای ((نوا)) و ((افشاری)) در کنسرت های پاییزه اروپا به همراهی مشکاتیان و گروه عارف و دو شب کنسرت در اسفند ماه به دعوت شهردار بارسلون در این شهر به همکاری نی حسین عمومی , تار طلایی و تنبک شمیرانی.
1369
سفر به تاجیکستان به دعوت خصوصی وزیر فرهنگ و هنر تاجیکستان پرده برداری از پیکره ی باربد و دو شب کنسرت در کاخ باربد به همراه کمانچه ی محمود تبریزی زاده , سه تار رضا قاسمی , و تنبک مجید خلج. کنسرتهایی در امریکا به همراهی پیرنیاکان عندلیبی و اعیان. اجرای مو سیقی ((سرو چمان)) , (( پیام نسیم)) , و ((دل مجنون)) ( هر سه در امریکا). کنسرت شجریان برای زلزله زدگان رودبار در لس انجلس. سخنرانی در پنج دانشگاه معتبر امریکا برای دانشجویان و محققین.
1370
برگزاری پنج شب کنسرت در پارک ارم و هشت شب کنسرتهای افتخاری برای مردم جنوب شهر تهراندر فرهنگسرای بهمن ( کشتارگاه سابق تهران) در اسفند ماه.برگذاری کنسرت شکوهمندی به مدت پنج شب در محوطه ی چهل ستون اصفهان.کنسرتهای اروپا با جهاندار و گروه اوا . جدایی از همسر اول خانم فرخنده گل افشان. اجرای موسیقی ((دل شدگان)) و ((اسمان عشق)). انتشار نوارهای موسیقی ((سرو چمان)) , ((پیام نسیم)),(( دل مجنون)) و (( خلوت گزیده)).
1371
ازدواج با همسر دوم خانم کتایون خوانساری. کنسرتهای مرحله ی دوم در امریکا با داریوش پیر نیاکان ,جمشید عندلیبی و همایون شجریان ( اگوست تا نوامبر) .برنامه ای با هابیل علی اف و همایون شجریان در سالن تالار رودکی(وحدت) ,تهران. اجرای موسیقی ((یادایام)) . انتشار نوارهای ((دل شدگان )) و ((اسمان عشق)).
1372
انتشار گزارشی همراه با گفتگویی با شجریان تحت عنوان (( محمد رضا شجریان استاد اواز ایران کجاست؟)) در نشریه ی نوید فضیلت,شماره ی 16 ,سال 2, مهر ماه ,تهران. اجرای(( سه گاه )) و (( راست پنجگاه)) در کنسرتهای اروپایی به همراهی محمد رضا لطفی و مجید خلج در تابستان.
1373
اجرا برنامه ی ((قاصدک)) در کنسرتهای دور اروپا با پرویز مشکاتیان و همایون شجریان.
1374
کنسرتهای اصفهان,شیراز,ساری, کرمان, و سنندج با گروه اوا.برگذاری کنسرتی در اروپا با محمد رضا لطفی در ابات ماه.اجرای موسیقی ((چشمه ی نوش)) در ( فرانسه).انتشار نوارهای موسیقی ((همایون مثنوی)) ,(( گنبد مینا )),(( جان عشاق)), چشمه ی نوش))و (( یاد ایام)). اجرای موسیقی ((در خیال)).
1375
درگذشت پدر در 18 اذر ماه در سن 85 سالگی.اجرای موسیقی ((رسوای دل)) در دبی.انتشار موسیقی(( در خیال)) . انتشار نوار موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز).
1376
تولد پسر دوم رایان (از ازدواج دوم) در ونکوور کانادا.اجرای برنامه های((سه گاه)) و ((ماهور)) در کنسرتهای دور اروپا با همکاری داریوش طلایی, سعید فرجپوری و اهمایون شجریان در پاییز .اجرای موسیقی(( شب ,سکوت , کویر)) .اجرا و انتشار موسیقی ((معمای هستی)) در کلن, المان. اجرا و انتشار موسیقی ((شب وصل)). انتشار نوار موسیقی ((رسوای دل)). انتشار نوار موسیقی ابوعطا((عشق داند)).
1377
اجرای کنسزتهای تهران,اصفهان, و دور اروپا با گروه اوا. برگذاری کنسرت درامریکا در شهریور ماه.اجرای (( ارام جان )) .انتشار نوار ((پیام نسیم). انتشار نوار موسیقی ((شب ,سکوت, کویز)). انتشار نوار موسیقی((چهره به چهره)).انتشار نوار موسیقی((راست پنجگاه)).
1378
اجرای ((ماهور)) و((افشاری)) در پنج کنسرت به نفع دانش اموزان در شهر هشتگرد.بریافت جایزه ی پیکاسو ئ دیپلم افتخار یونسکو تز دبیر کل یونسکو ((اقای مایور)) در پاریس, شهریور ماه. انتشار نوار ((ارام جان)) . اجرای ((اهنگ وفا)) .انتشار نوار ((تلاوت قران)) (1) و (2).
1379
انتشار کتاب((راز مانا)) ( زندگی,دیدگاه و اثار استاد اواز ایران, محمد رضا شجریان)کار محمد جواد غلامرضا کاشی ,محسن گودرزی, و علی اصغر رمضانپور, نشر کتاب فردا, چاپ اول تهران.اجرای برنامه ی ((نوا ))و ((داد و بیداد)) (زمستان) در کنسرتهای دور اروپا و امریکا و کانادا به همراهی حسین علیزاده,کیهان کلهر و همایون شجریان.
1381
اجرای برنامه ی (( راست پنجگاه ))و(( مرکب خوانی)) در کنسرتهای دور اروپا و کانادا با حضور حسین علیزاده, کیهان کلهر و همایون شجریان. انتشار نشریه ی (( دفتر هنر )) شماره ی 15, ویژه ی محمد رضا شجریان ,در اسفند ماه ,در کالیفرنیا.

نوشته شده در دوشنبه 16 شهريور 1388ساعت 02:24 توسط sara joon | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


این روز ها که استاد شجریان در آلمان به سر میبره

خیلی بیشتر دلمون براشون تنگ میشه

من خودم از اون افرادی هستم که وقتی

نزدیک اذان مغرب میشیم ۳۰بار شبکه ها را پایین

وبالا میکنم که ربناوشعر قبل از ربنای استاد

شجریان را گوش بدم

شما از کدوم افرادین؟

نوشته شده در دوشنبه 16 شهريور 1388ساعت 02:17 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


سلام خدمت شما دوستان عزیزم:

چند نفری از شما دوستان خوبم از من خواستند که

توی نوشتن وبلاگ کمکشون کنم ویا همراهیشون

کنم من حرفی ندارم ولی من زیاد مثل قبل مطلب

پست نمی کنم و نمی دونم که میتونم کمکتون

بکنم یا نه.در هر صورت من تمام سعیم را میکنم

که خدایی نکرده از دست من ووبلاگم ناراحت بشن

نوشته شده در يكشنبه 18 مرداد 1388ساعت 01:10 توسط sara joon | - نظر(3) - دنبالک ها(0)


استرس:

چیزی که اصلا تو تابستون معنایی نداره

چون فکر میکنم بیشترین استرس را در زمستون

وبرای درس ها داریم البته دوران جدیید این جوری شده

چون اون موقع ها بچه ها تو خونه همه کار میکردند

ولی الان فقط بخورند و بخوابندو....

البته من خودم شخصا یک روز در میون باید

ساعت۶/۳۰پاشم وبرم کلاس ریا ضی و فیزیک

و ساعت ۱۱تعطیل میشم

شما چه طور ؟

از اون افرادی هستین که میخورین و میخوابین یا

مثل من؟

نوشته شده در يكشنبه 4 مرداد 1388ساعت 01:26 توسط sara joon | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


سلام دوستان:

می خوام دوباره امروز شروع کنم به وبلاگ نویسی

با موضوعات جدید و جذاب

are you .....

ok

starrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrt


نوشته شده در يكشنبه 4 مرداد 1388ساعت 01:18 توسط sara joon | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


سلام خدمت بروبچ وبلاگ نویس

خوب چه خبرا؟

دیگه محل نمیذارین!!

نوشته شده در يكشنبه 28 تير 1388ساعت 08:25 توسط sara joon | - نظر(2) - دنبالک ها(0)


سلام خدمت شما دوستانم

من نظرات شما را تک تک میخونم

وممنونم که  نظر میدین

گفته بودین از موضوع وبلاگمون خارج نشو

چشم٬بحث را عوض میکنیم و برمیگردیم

به موضوع وبلاگ خودمون

نوشته شده در دوشنبه 22 تير 1388ساعت 01:18 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


نظر بدین که موسوی هستین یا احمدی نژادی؟

یا کروبی خوشکلم یا محسن رضایی؟

نوشته شده در سه شنبه 16 تير 1388ساعت 11:26 توسط sara joon | - نظر(3) - دنبالک ها(0)


Mir-Hossein Mousavi

نوشته شده در سه شنبه 16 تير 1388ساعت 11:25 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


موج سبز

عاشق موج سبزم

نوشته شده در سه شنبه 16 تير 1388ساعت 11:21 توسط sara joon | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


یادم رفت بگم یکی دیگه هم ساختم

اینم آدرسش:

http://www.oriflaim.mihanblog.com

میر حسین موسوی

نوشته شده در سه شنبه 16 تير 1388ساعت 11:19 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


سلللللللللام

من برای  جناب آقای مهندس میر حسین موسوی

یک وبلاگ ساختم البته تا الان ۲تا شده چون یک

وبلاگ برای رپ ساختم ولی چون برخورد به

انتخابات کرد مجبور شدم درباره ی جناب آقای مهندس

میر حسین موسوی بنویسم

اینم آدرسش:

http://www.mir-hossein-m-s.blogfa.com

http://www.hello27.blogfa.com

نوشته شده در سه شنبه 16 تير 1388ساعت 11:13 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


سلام خدمت دوستان عزیزم:

اگه پیامی دارین در آخر این صفحه یک یاهو مسنجر هست

که میتونین با اون من را اد کنین و برام پیام بذارین

مرسییییییییییی

نوشته شده در سه شنبه 16 تير 1388ساعت 11:20 توسط sara joon | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


 

 باران می بارد قطره قطره ... دانه دانه ...

 آسمان امشب سیاه و تاریک

 پر زغم باز هم غصه دارد.

 وه چه صدایی !

 رعد و برق میان غم ها خود نمایی می کند

 تا شاید با برقش لبی را به خنده وا کند

 و نور ...

 و نور در میان اوج تنهایی ها

 از روزن دل ابرها بر روی آب چشمه می رقصد

 در آغوش سبز و گرم چمنزارها

 و دست های پر ز محبت من

 در آغوش می کشد دنیای رنگارنگ گل ها را در چمنزار

 وز میان گل های رنگارنگ گل سرخ را برای تو می چینم

نوشته شده در سه شنبه 16 تير 1388ساعت 11:00 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


 

سر کلاس رياضي بود که استاد دو خط موازي کشيد رو تخته. خط پاييني نگاهي به خط بالايي کرد تو دلش عاشقش شد. خط بالايي هم نگاهي به خط پاييني کرد تو دلش عاشقش شد. در همين هنگام بود که استاد داد زد دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسن ...

نوشته شده در يكشنبه 14 تير 1388ساعت 01:13 توسط sara joon | - نظر(1) - دنبالک ها(0)




tifooses.coo.ir

نوشته شده در يكشنبه 14 تير 1388ساعت 01:13 توسط sara joon | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


آن شب که من میمیرم
مادرم پریشان خواهد شد به خیابان خواهد زد
پدرم سر به آسمان خواهد نالید خواهرم جیغ خواهد کشید
و در و دیوار خانه مان سیاه خواهد شد
اما تو پریشان نشو که فقط چهل روز است
و همه چیز در پس فریاد برادرم گم خواهد شد ...
مرگ خواهد بود برای من برای تو و برای همه ...
نگران نباش
من نمی ترسم
چه باک که من هر روز می میرم
مرگ جسم یک بار است
مرگ روح شاید هرگز شاید هر روز
                         ... ... ...
من پشت غرور زنی فاحشه که به مرد پاکی جواب رد می داد
در پس سوختن بال پروانه که بهای عشق را می داد
آن ور لذت آن شب گناه ...
پشت آن توبه ی صد بار شکسته شده
و بدنباله شرمنده شدن حتی در درگاه خدا
مرده ام ...
و این که می بینی آدمی دیوانه است
گر زنده مانده به امید همان شب است که تو از آن می ترسی

نوشته شده در يكشنبه 14 تير 1388ساعت 01:08 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


دادگاه عشق

در دادگاه عشق...قسمم قلبم بود و وکیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و دل سوختگانقاضی نامم را بلند خواندو گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد!پس محکوم شدم به تنهایی و مرگ کنار چوبه ی دار...از من خواستند تا اخرین خواسته ام را بگویم و من گفتم:به تو بگویند دوست دارم

نوشته شده در يكشنبه 14 تير 1388ساعت 01:07 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


چه گلی برای کسی که دوستش داری هدیه بدهی

رز سرخ: عشق بی ریا/تبریک/دوستت دارم 

رز صورتی:قدر دانی/ستایش/لطافت/باورم کن/ تو خیلی دوست داشتنی هستی 

رز سفید:پاکی/معصومیت/عشق من به تو عمیق و خالصانه هست 

رز زرد: شوق/حسادت/فراموشم نکن/اغاز دوباره/معذرت می خواهم 

رز بنفش:عشق در نگاه اول 

رز نارنجی:شیفتگی/ارزو 

غنچه رز: پاکی و زیبایی/جوانی/عشق نوپا 

یه شاخه گل رز سرخ: دوستت دارم 

یه شاخه گل رز:سپاس گذاری/سادگی/عشق تازه 

رز سفید عروس: عشق مبارک و فرخنده 

رز قرمز سیر: سوگواری 

رز سیاه: مرگ 

ترکیبی از رز سرخ و سفید:اتحاد/سازش 

رز کاملا شکفته:من متعهد به تو هستم/هنوز دوست دارم 

دسته گل رز:قدر دانی 

دسته گل رز کوچک: من به یاد تو هستم

نوشته شده در يكشنبه 14 تير 1388ساعت 01:06 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


ارزو دارم شبی عاشق شوی 

ارزو دارم بفهمی درد را 

تلخی برخورد های سرد را 

می رسد روزی که بی من سر کنی 

 می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی

نوشته شده در يكشنبه 14 تير 1388ساعت 01:05 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


دروغ می گفت دیگری را دوست داشت

.

بارها گفتم دوستم دارم؟

گفت:آری

تا دیری خاموش بودم. ولی آخر از پای شکیب افتادم و گفتم

راست بگو تو را خواهم بخشید آیا دل به دیگری بستی؟

گفت نه؟

فریاد زدم.بگو راستش را هر چه هست تو را خواهم بخشید و از گناهت هر چند سنگین باشد خواهم گذشت

...

عاقبت با آرزوی فراوان پیش آمد و گفت

:

مرا ببخش... دیگری را دوست دارم

گفتم:حال که سالها تو بمن دروغ می گفتی این بار هم من بتو دروغ گفتم

:

تو را نخواهم بخشید

نوشته شده در يكشنبه 14 تير 1388ساعت 01:04 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


به نام حاکمی که اگر حکم کند همه محکومند

سلام خدمت شما  دوستان عزیزم:

اگر میل دارید که با من در نوشتن این وبلاگ

شریک باشید در نظرات عمومی بنویسید

که اون هایی که میخواهند مثل شما عضو بشند

بدونند که چه افرادی در این وبلاگ شریک هستند

THANK you

نوشته شده در يكشنبه 14 تير 1388ساعت 12:52 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


سلامی به گرمی آفتاب:

دوستان عزیزم خیلی ممنون که به وبلاگ من نظر میدین

وبرای این وبلاگ نا قابل  ارزش قابل هستین.

میخواستم بگم ممکنه که وقتی از وبلاگ شما دیدن

میکنم چندتا از مطالبتون را بردارم.

شما هم اگه خواستین میتونین مطالب من را بردارین

ومشکلی نداره¤

فعلا.....بای

نوشته شده در شنبه 13 تير 1388ساعت 12:21 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


هــفــت...

.:عجايب عدد هفت:.

عدد هفت عددي است كه شايد مانند همه ي عددهاي ديگردر نظر ما عادي جلوه كند. اما وقتي نگرش ما متبلور ميشود كه خواص عدد هفت را بدانيم و ببنيم چه هفتهايي در زندگي ما وجود دارند و ما در گيرودار زندگي ماشيني، با بي تفاوتي از كنار انها رد ميشويم. به عنوان مثال  شايد جالب باشد كه بدانيم، رنگين كمان داراي هفت رنگ است. عجايب جهان هفت تا هستند(كه به عجايب هفتگانه معروفند).يا در يونان باستان،اسطوره اي با نام هفت خداي، در ذهن مردم نقش بسته است ويا شهر عشق كه در اشعار عطار آمدهاست، هفت شهر ميباشدو....

( ادامه مطلب )


نوشته شده در سه شنبه 9 تير 1388ساعت 11:47 توسط sara joon | - نظر(2) - دنبالک ها(0)


بي ريا...

نوشته شده در سه شنبه 9 تير 1388ساعت 11:46 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)



نوشته شده در سه شنبه 9 تير 1388ساعت 11:40 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


مهم نيست قفلها دست كيست، مهم اينست كه كليدها دست خداست.

                       

نوشته شده در سه شنبه 9 تير 1388ساعت 11:40 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


شادی حق همه ی انسانهای روی کر ه ی زمین است ساحل آرامش آن سوی اقیانوس شادی

است وبرای رسیدن به جزیره اطمینان رضایتمندی از زندگی لاجرم باید خودمان را به اقیانوش

 شادی بیفکنیم و در ان شناور شویم و اجازه دهیم تا امواج شوق و تبسم مارا به سمت

این جزیره هدایت کند.

اگر کسی را دوست داریم و میبینیم راه را گم کرده است باید نشانی اقیانوس عشق

را روی کاغذ دلش بنویسیم و تصویر زیبای جزیره آرامش را برایش پست کنیم .

این است رسم دوستی 

نوشته شده در سه شنبه 9 تير 1388ساعت 11:36 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)



نسیم می وزد و آنچه باقی میماند ارزش گلهاست

وزندگی قطره قطره ذوب میشود و آنچه می ماند خاطره هاست

آنچه دل را تباه میکند وقلب را میشکند٬جدائیست٬

آنچه به زندگی رونق میدهد محبت است و دوستی بی پایان منو توست

نوشته شده در يكشنبه 7 تير 1388ساعت 07:11 توسط sara joon | - نظر(2) - دنبالک ها(0)


ای تنها بهانه برای زنده بودنم

نفس کشیدنم

ای امید آرزوها ی من

دنیا ی من

ای تو نسل بهارم

باور کنی یا نکنی 

دوست دارم

نوشته شده در يكشنبه 7 تير 1388ساعت 07:09 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


به من گفت بیا

به من گفت بمان

به من گفت بخند

به من گفت بمیر

آمدم.ماندم.خندیدم.مردم

نوشته شده در يكشنبه 7 تير 1388ساعت 07:05 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


بعضی از شما دوستان برای من نظر نمیدین و فقط

شکلک در میارین.واز وبلاگ من ناراحت هستین

از این پس اون افرادمیتونین به وبلاگ من نیان

وبذارن که ما کارمون را بکنیم شاید شما دوستان

فهمیده باشین کی را میگم

نوشته شده در شنبه 6 تير 1388ساعت 01:40 توسط sara joon | - نظر(5) - دنبالک ها(0)



 

 

                                                                                       

نوشته شده در شنبه 6 تير 1388ساعت 01:35 توسط sara joon | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


نمي بخشمت بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي

بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي

 نمي بخشمت بخاطر دلي كه برايم شكستي

 بخاطر احساسي كه پرپرش كردي

 نمي بخشمت بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي 

بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي

 و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي

نوشته شده در شنبه 6 تير 1388ساعت 01:34 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


بگذار در لحظاتی كه عاشق هستم
از تنهایی سخن نگویم
بگذار تا زمانی كه در قلبم خانه داری
از نا مهربانی ها نگویم
بگذار تا زمانی كه فراموشت نكرده ام
تا وقتی كه با یاد تو زنده ام
از غم هایم سخنی نگویم
بگذار عشق را با تمام وجود احساس كنم
بگذارآنقدر بگریم تا چشمانم خشك نشود
این خیال خام را از من نگیر
نابود نكن این خسته دل رابگذار در رؤیای نگاه تو خاموش شوم.

نوشته شده در شنبه 6 تير 1388ساعت 01:32 توسط sara joon | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


گفتن لحظه آخر  واسه من هنوز سواله ؟
                          
  دیدن دوباره تو فقط تو خواب و خیاله
                                              لحظه های آخر تو توی قلب من می مونه

                                                                هیچ کی مثل من بلد نیست قدر چشماتوبدونه
              

                                           می دونم بر نمی گردی اما باز چشام به راه        
 
                              جای پات به روی قلبم هنوزم تازگی داره
                     نه باورم نمی شه میگه که منو دوستم نداره 

نوشته شده در شنبه 6 تير 1388ساعت 01:31 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


 

                                                                                        

نوشته شده در شنبه 6 تير 1388ساعت 01:28 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


رفتنش را با دو چشمم دیدم

هر چه فریادش زدم ، پاسخی نداد !!

گویا که هرگز نمی شنیده است صدایم را ...

   دوستش داشتم ، دوستش دارم و دوستش خواهم داشت

       تا روزگاری که یاد او با من است  

نوشته شده در پنجشنبه 4 تير 1388ساعت 01:13 توسط sara joon | - نظر(2) - دنبالک ها(0)


نمیدونم چرا مطالبم پست نمیشه؟؟


نوشته شده در پنجشنبه 4 تير 1388ساعت 12:55 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


نوشته شده در پنجشنبه 4 تير 1388ساعت 12:51 توسط sara joon | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


کلاغ ها

هر روز زیر گلویم را

از بغض نترکیده خالی می کنند

تا به خودم بیایم

یک شهر زود تر به تو کوچ می کند .

نوشته شده در پنجشنبه 4 تير 1388ساعت 12:49 توسط sara joon | - نظر(0) - دنبالک ها(0)


او هوایم را داشت
وقتی پیاده روها لیز و یخبندان بود
بی هوا رفت
بی هوا ماندم
چه هوایش امروز که پیاده روها لیز و یخبندان است،
                                                               در سرم پیچیده است

نوشته شده در چهارشنبه 3 تير 1388ساعت 10:17 توسط sara joon | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


سالهاست که رویاهای کودکانه ام جایش را به رویاهای عاشقانه داده.

 

سالهاست که رویاهایم رنگ تو را به خود گرفته.

 

سالهاست که در پشت میله های یاس و ناامیدی به انتظار حضور تو

 

نشسته ام.

 

سالهاست که مثل دیوونه ها دارم واست نامه می نویسم. نامه هایی که

 

هیچ کدومشون رو پست نکردم به این امید که روزی خودم اونا رو واست

 

بخونم و تو عاشقانه و صبورانه به حرفهای تنهایی سالهای بیقراری ام گوش دهی.

 

        ای کاش قطره اشکی بودم که از چشمان پرمهرت سرازیر میشدم.

 

         ای کاش نقاشی بلد بودم تا در تمام تابلوهایم تو را می کشیدم.

نوشته شده در چهارشنبه 3 تير 1388ساعت 10:16 توسط sara joon | - نظر(1) - دنبالک ها(0)


رفتن رسیدن نیست
ولی برای رسیدن باید رفت

نوشته شده در چهارشنبه 3 تير 1388ساعت 12:04 توسط sara joon | - نظر(3) -


عشق                                      بيداد    من

باختن                  يعني                    لحظه                 عشق

جان                          سرزمين             يعني                        يعني

زندگي                                 پاک من عشق                               ليلي و

قمار                                                                                    مجنون

در                             عشق يعني ...           شدن

ساختن                                                                                    عشق

دل                       شاد ی                                                   يعني

كلبه                                                                      وامق و

يعني                                                                   عذرا

عشق                                                           شدن

  من                                                عشق

 فرداي                                يعني

  كودك                        مسجد

  يعني             الاقصي

عشق  من

نوشته شده در چهارشنبه 3 تير 1388ساعت 12:04 توسط sara joon | - نظر(1) -


ر

نظر یادتون نره

نوشته شده در چهارشنبه 3 تير 1388ساعت 12:04 توسط sara joon | - نظر(0) -


اي كسي كه آهسته و پيوسته مي رود، هيچ راهي دور نيست· اميد، درماني است كه شفا ي دهد، ولي كمك مي كند تا درد را تحمل كنيمنم


آنچه شما درباره خود فكرمي كنيد، بسيار مهمتر از انديشه هايي است كه ديگران درباره شما دارند

هركس، آنچه را كه دلش خواست بگويد، آنچه را كه دلش نمي خواهد مي شنود

·

نوشته شده در چهارشنبه 3 تير 1388ساعت 12:04 توسط sara joon | - نظر(0) -


کودکی که آمادۀ تولد بود نزد خدارفت وازاو پرسید: می گویند فردا تو مرا به زمین می فرستی ، اما من به این کوچکی وبدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی

به آنجا بروم؟ خداوند پاسخ داد : از میان تعداد بسیاری از فرشتگان ، من یکی را برای تو در نظر گرفته ام . او از تو نگهداری خواهد کرد . کودک ادامه داد : من چطور می توانم بفهمم که مردم چه می گویندوقتی زبان آنها را نمی دانم ؟ خداوند

او را نوازش کردو گفت : فرشته تو زیباترین و شیرین ترین واژه هایی را که

ممکن است بشنوی درگوش تو زمزمه خواهد کرد وبادقت وصبوری به تو یاد خواهد

داد که چگونه صحبت کنی.

کودک سرش را برگرداند و پرسید : شنیده ام در زمین انسانهای بدی زندگی می کنند.

چه کسی از من محافظت خواهد کرد ؟

خداوند پاسخ داد : فرشته ات ازتو محافظت خواهد کرد ، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.

کودک با نگرانی ادامه داد :اما من به این دلیل که دیگر نمی توانم تورا ببینم ناراحت خواهم بود . در آن هنگام بهشت آرام بود ،اما صداهایی از زمین شنیده می شد.

کودک می دانست که باید بزودی سفرش را آ غاز کند .او به آرامی سوالی دیگری از خدا پرسید: خدایا ؛ اگر باید همین حالا بروم ، لطفاً نام فرشته ام را به من بگو.

خداوند شانه او را نوازش کرد وگفت : نام فرشته ات اهمیتی ندارد، براحتی می توانی

اورا مادر صدا کنی.

نوشته شده در چهارشنبه 3 تير 1388ساعت 12:04 توسط sara joon | - نظر(0) -


ووو

نوشته شده در چهارشنبه 3 تير 1388ساعت 12:04 توسط sara joon | - نظر(0) -


من عشق را در                  توتو را در دل

 

دل را در موقع تپیدن

 

وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم

من غم را در سکوت         سکوت را در شب

 

 

شب را در بستر

وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم

من بهار را به خاطر شکوفه هایش

زندگی را به خاطر زیبایی اش

و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم

من دنیا را به خاطر خدایش خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم

نوشته شده در چهارشنبه 3 تير 1388ساعت 12:04 توسط sara joon | - نظر(1) -


آن نیست که یک دل به صد یار دهد

عاشق آن است که صد دل به یک یار دهد

 تقلب

نوشته شده در چهارشنبه 3 تير 1388ساعت 12:04 توسط sara joon | - نظر(0) -


خب زندگی اینه دیگه

جب نظر شما چیه ؟؟                       !! نظر یادتون نره

نوشته شده در چهارشنبه 3 تير 1388ساعت 12:04 توسط sara joon | - نظر(2) -


نوشته شده در چهارشنبه 3 تير 1388ساعت 12:04 توسط sara joon | - نظر(0) -


نوشته شده در چهارشنبه 3 تير 1388ساعت 12:04 توسط sara joon | - نظر(0) -


هیچ کس مجبور نیست. انسان بزرگی باشد!! تنها انسان بودن کا فیست

                                             ****

در به رویکسی باز می شود که در بزند.

                                             ****

اگه خدا می خواست انسان عقب نشینی کند پشت سر او چشم می گذاشت.

                                             ****

عشقی که با یه نگاه شروع بشه کم کم سست و سست تر می شود.                                                اماعشقی که با شناخت شرروع بشه با یه نگاه عمیق و عمیق تر می شود.

                                            ****

دو تا گل بگیر دستت یکی دست چپ و یکی دست راست اما من گل وسطی رو بیشتر دوست دارم.

                                           ****

عشق حقیقی مثل روح است: همه در مورد آن صحبت می کنند. اما معدود کسانی                                    آن را دیده است. 

                                          ****

با فقر محبت را گدایی نکن. و با ثروتمندی عشق را خریداری نکن.

                                          ****

اگر انسان می دانست چه قد فرصت با هم بودن کم است. محبتشان نسبت به هم                                  نامحدود می شد.

                                          ****

نوشته شده در چهارشنبه 3 تير 1388ساعت 12:04 توسط sara joon | - نظر(0) -


رفــتي و هـق هـق گـريه، از تو تـنها سهم من شد

رفــتي و بي تـو بـريـدم ، از هــمه عـالـم و آدم

بـاقـيه عـمرم و بي تـو، مـن بـه بـاد و گـريـه دادم

رفتي و گرفتش از من ، رفـتـنت هرچي كه داشتم

كاشكي بودي وقت گريه، سر رو شونه هات مي ذاشتم

حـالا نـيستي كـه بـبـيني، بي تـو سـرد روزگـارم

مـثل مـحكوم بـه گـريه ، حـق خـنـديدن نـدارم

نوشته شده در سه شنبه 2 تير 1388ساعت 05:04 توسط sara joon | - نظر(1) -


خدا حافظ     

نوشته شده در سه شنبه 2 تير 1388ساعت 05:04 توسط sara joon | - نظر(1) -



همیشه دلم می خواست ابر باشم چون شهامت داره جلو همه گریه کنه.

اگه تو گوچه پس کوچه های قلبم گمشدی ! دنبال ادرس نگرد چون کسی تو قلبم به جز تو نیست.

اگه می تونستم تو رو مجازات کنم از تو می خواستم به اندازه ای که من تو رو دوست دارم تو هم منو دوست داشته باشی.

عشق ساکت است. ولی اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر است.


نوشته شده در سه شنبه 2 تير 1388ساعت 11:38 توسط sara joon | - نظر(1) -


در زندگی دو چیز را خیلی دوست دارم

 یکی گل سرخ ودیگری تو را

گل سرخ برای بوییدن

وتو  را برای بوسیدن

گل را برای یک لحظه

و تو را برای همیشه

نوشته شده در سه شنبه 2 تير 1388ساعت 11:38 توسط sara joon | - نظر(0) -


نابینا به ماه  گفت: دوست دارم.

ماه گفت: چه طوری؟ تو که نمیبینی؟

نابینا گفت: چون نمی بینمت دوست دارم.

ماه گفت: چرا؟ - نابینا گفت: اگر می دیدمت عاشق زیباییت می شدم.

ولی حالا که

نمی بینمت عاشق خودت هستم

نوشته شده در سه شنبه 2 تير 1388ساعت 11:38 توسط sara joon | - نظر(0) -


چرخش روزگار رو ببین.

سوسک از موش می ترسه!

موش از گربه

گربه از سگ

سگ از مرد

مرد از زن

زن از سوسک

نوشته شده در سه شنبه 2 تير 1388ساعت 11:38 توسط sara joon | - نظر(0) -


با اعتماد زمان حالت را بگذران

و بدون ترس برای آینده آماده شو

نوشته شده در سه شنبه 2 تير 1388ساعت 11:38 توسط sara joon | - نظر(0) -


آیا قضیه ی اگر باد این جوری بوزد٬هیچ را میدونین؟؟

روزی مردی گوشه ا ی نشسته بود و نخودچی کشمش میخورد

دوستش را دید که تمام نخدچی کشمش ها را برای اینکه به

دوستش نده جمع کرد یک دفعه بادی اومد و نخودچی کشمش هارو

به این طرف و آن طرف برد٬دوستش گفت چی میخوری؟

مرد جواب :اگر باد این جوری بوزد٬ هیچ!!

نوشته شده در دوشنبه 1 تير 1388ساعت 05:41 توسط sara joon | - نظر(2) -


نوشته شده در دوشنبه 1 تير 1388ساعت 05:41 توسط sara joon | - نظر(0) -


چند نکته برای تو دوست جوان عزیزم:

  • خود را شایسته ی موفقیت بدان
  • هرگز خودرا بی دلیل سرزنش نکن
  • به حرف های نا امید کننده ی دیگران توجه نکن
  • بدون که هر کاری را که بخوا ی میتونی انجام بدی
  • مغزت را اسلحه کن وخشابش رابا فشنگ اعتماد به نفس پر کن


نوشته شده در دوشنبه 1 تير 1388ساعت 05:41 توسط sara joon | - نظر(0) -


نوشته شده در دوشنبه 1 تير 1388ساعت 05:41 توسط sara joon | - نظر(0) -


aa183.jpg

وقتی خدا بهت میگه "باشه"٬چیزی را که میخای بهت میده¤

وقتی میگه "صبرکن" چیز بهتری را بهت میده¤

وقتی بهت میگه "نه"داره بهترین را برات اماده میکنه¤

نوشته شده در دوشنبه 1 تير 1388ساعت 05:41 توسط sara joon | - نظر(0) -


نیمه ی اول در انتظار نیمه ی دوم

ونhttp://aycu28.webshots.com/image/42947/2001809748976408996_rs.jpg

نوشته شده در دوشنبه 1 تير 1388ساعت 05:41 توسط sara joon | - نظر(0) -


یک روز رسد غمی به اندازه ی کوه٬

یک روز رسد نشاط اندازه ی دشت٬

افسانه زندگی چنین است عزیز٬

در سا یه ی کوه باید از دشت گذشت.

نوشته شده در دوشنبه 1 تير 1388ساعت 01:16 توسط sara joon | - نظر(4) -


جملات دست دوم:

آبی تراز آنیم که بی رنگ بمیریم

از شیشه نبودیم که باسنگ بمیریم

تقصیر کسی نیست که این گونه غریبیم

شاید خدا خواست که دل تنگ بمیریم

                                                                                         

              مربوط به تظاهرات چند روز پیش وچند روز آینده

 

نوشته شده در دوشنبه 1 تير 1388ساعت 01:16 توسط sara joon | - نظر(0) -


یک فردی از میان شما دوستان داشت

برای من دردودل میکرد و برام پیام از

طریق یاهو میفرستاد.

من بادقت به حرفهاش گوش دادم و

فهمیدم که یک مشکل بزرگی براش

یش اومده که میتونه روی روان بعضی

ها اثر بد بذاره.من به عنوان یک خواهر

کوچکتر یا بزرگتر از شما خواهش دارم

که این دوستی های خیابونی٬یا از

طریق چت را بی خیال بشین.

توی کشور ما این کارها برای دختر ها وپسر ها

مخصوصا برای دختر ها عیب داره من عاقبت

این کارهارو خیلی وبه صورت های گوناگون دیدم

از دختر های عزیز هم تقاضا دارم که وقتی

وقته این کار ها شد به این مسائل فکر کنند

ودقت داشته باشن که فقط خودشون

توی این جامعه زندگی نمی کنندمیلیون ها

میلیون دختر در این جامعه داریم خواهش دارم                                                     

عابروی دختر هارو با این کار ها نبرندو بذارن

ارزش زن بره بالا و همیشه این دختر ها باشن

که برای پسر ها ناز کنند ونه این که دختر ها

برن خواستگاری پسرها

 

نوشته شده در دوشنبه 1 تير 1388ساعت 01:16 توسط sara joon | - نظر(1) -


۷موردی که هیچ وقت نباید

برای آنها معذرت بخواهید...


( ادامه مطلب )


نوشته شده در دوشنبه 1 تير 1388ساعت 01:16 توسط sara joon | - نظر(1) -


خدای رحمان.....

( ادامه مطلب )


نوشته شده در دوشنبه 1 تير 1388ساعت 01:16 توسط sara joon | - نظر(0) -


بیمار بودن بهتر است یا گناهکاربودن؟؟؟

پیر مردی مدت ها از زخمی که یک پلنگ بر پشتش زده بودرنج میبرد ولی

مردم که هر روز اورا با حالتی رنجور دردمند وگرفته میدیدند باتعجب زیاد

به او نگاه میکردند چون او د رحالی که نمی تواتنست به خوبی راه برود

ولی پشت سرهم خدارا شکر میکرد.روزی مردی از حالش جویا شد

وگفت چرا با اینکه کمرت زخم شده و توانایی راه رفتن نداری باز هم 

خدار ار شکر میگویی؟!

پیر مرد گف خدارا شکر میکنم که زخمی و بیمار هستم اما گناهکار نیستم

 

نوشته شده در دوشنبه 1 تير 1388ساعت 01:16 توسط sara joon | - نظر(0) -


دستم بوی گل میداد

مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند

اما فکر نکردند که شاید گلی کاشته باشم

نوشته شده در دوشنبه 1 تير 1388ساعت 01:16 توسط sara joon | - نظر(1) -


Powered by
Abzarak.com
Powered by
Abzarak.com

Powered by Abzarak.com
blogers.ir
وبلاگ
blogers
log - cinema
Merlin.play('GetAttention');
وبلاگ
blogers
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کد جستجوگر گوگل
blog